برنامه درسی دوره پیش دانشگاهی وكنكور
1. زمانهای مطالعه را به دوقسمت صبح و عصر تقسیم كنید و برای هر قسمت 5 ساعت در نظر بگیرید.
2. 60 درصد از مطالعه روزانه را برای دروس اختصاصی و40 درصد برای دروس عمومی در نظر گرفته شود.
3. بعد از مطالعه هر مبحث 15 دقیقه به استراحت اختصاص داده شود.
4. از مطالب مطالعه شده، خلاصهای تهیه كنید و آن را در آخر روز مرور كنید.
5. بعد از مطالعه هر مبحث ابتدا تمرینهای تشریحی و سپس تستهای مربوطه را حل كنید.
6. تستهای دروس اختصاصی، همان روز و دروس عمومی یك روز بعد زده شود.
7. آخرهفته به مروركلیه درسهای طول هفته و زدن تست اختصاص داده شود.
8. برای مطالعه دروس اختصاصی پیش دانشگاهی، میتوان با توجه به رشتهای كه برای انتخاب مدنظر است، آن درس را در اولویت قرار داد.
9. این ایام بهترین موقع برای مطالعه و مرور دروس پایه سال اول و دوم دبیرستان میباشد. پس این دروس را در برنامه خود در نظر بگیرید.
منبع :همشهری
معجزهای به نام مرور
یکی از مهمترین ارکان برنامهریزی درست برای موفقیت درکنکور، مرور مطالب خوانده شده است. دانشآموزان در طول سال، برنامههای زیادی برای یادگرفتن مطالب انجام میدهند. ساعتهای متوالی و متمادی را به خواندن مطالب، تست زدن و یا حفظ کردن اختصاص میدهند و زحمت زیادی میکشند، ولی یادگرفتن مطالب بدون طی فرآیند یادآوری، فایدهی چندانی ندارد و بدون آن، تمام زحمات دانشآموزان بر باد میرود. چون داوطلبین میبایست در روز کنکور تمام مطالبی را که آموختهاند، به یاد آورند تا بتوانند پاسخگویی درست داشته باشند و این خود اصلیترین دلیل بر اهمیت مرور است.
چهار یادآوری:
این مراحل مرور باید در فواصل یک هفته بعد از آن، یک ماه بعد از آن، یک هفته و چهارماه بعد از آن یک ماه، دوباره تکرار شود تا آن مطلب به خوبی در ذهن ما ثبت شود. نمودار زیر اهمیت مرور با فواصل منظم و افزایشی را در به تعویق انداختن فراموشی نشان میدهد.

2- مرور تستها:
استرس،حقیقتی در زندگی است كه هیچ كس نمیتواند از آن اجتناب كند.استرس در واقع یك تعبیری است كه فرد باید خود را با آن سازگاركند.بنابراین هر موقعیت جدی یا تغییری در زندگی كه به طریقی نیاز سازگاری را مطرح میكند،میتواند موجب استرس شود.برخی از این تغییرات،كوچك و جزئی است و سازگاری چندانی را نمیطلبد ولی برخی دیگر تغییرات بزرگی را در زندگی بوجود آورده و مستلزم تلاش زیادی برای سازگاری مجدد هستند.شما درباره طرز برخورد با استرس چه میدانید؟
برای استرس،تعاریف گوناگونی ارائه شده كه به دو نمونه اشاره میكنیم:
در تعریف اول،استرس بر انگیختهای ذهن و بدن در پاسخ به الزاماتی است كه به آن تحمیل شده است بنابراین برانگیختهگی یك بخش اجتناب ناپذیر است و انسانها در بیشتر اوقات با درجهای از برانگیختگی فكر،احساس و عمل روبه روهستند.
در تعریف دوم،استرس،ارتباطی خاص میان شخص و محیط است كه فرد آن را فراتر از منابع خود ارزیابی كرده و بهزیستی وی را به مخاطره میاندازد.
*عوامل استرس زا
استرسها از منابع گوناگونی سرچشمه گرفته و شامل عوامل اجتماعی،فیزیولوژیك،محیطی و روانشناختی هستند.عوامل اجتماعی مجموعهای از عوامل زندگی روزمره مانند فشارهای كاری و خانوادگی و مشكلات اجتماعی و اقتصادی مثل فقر هستند كه موجب استرس میشوند.عوامل محیطی شامل ترافیك،آلودگی هوا و سوانح و بلاها هستند.عوامل فیزیولوژیك شامل تغییرات جسمی در دوران نوجوانی،تغذیه ضعیف،خواب بد و شیوهی واكنش بدن به تهدیدات محیطی است ودر نهایت،آخرین منبع استرس از خود فرد سر چشمه میگیرد كه شامل احساس و دیدگاه فرد درباره خود،نگرشهای وی نسبت به دیگران و تفسیرها و ارزیابیهای وی از موقیعتها و حوادث و رفتار دیگران است.
*مقابله با استرس
اگرچه استرس در زندگی همه انسانها وجود دارد و یك حقیقت اجتناب ناپذیر در زندگی محسوب میشود ولی واكنش افراد نسبت به آن بسیار متفاوت است.دلیل این تفاوت،در نوع مقابله است.كسانی كه هنگام رو یاروئی با استرس،از مقابله صحیح و سازگارانه استفاده میكنند،شدیدترین استرسها را نیز با موفقیت پشت سر میگذارند ولی كسانی كه مقابله ناسازگار،ناكارآمد و مضر دارند،توان رویارویی با كوچكترین استرس را نیز ندارند.مقابله در برگیرنده تلاشها و كوششهای شناختی و رفتاری است كه برای مدیریت عوامل بیرونی و درونی تنشزا و فراتر از منابع شخصی صورت میگیرد و هدف آن از بین بردن،برطرف كردن،به حداقل رساندن و یا تحمل استرس است.این تلاشها یا به صورت انجام فعالیت یا كاری است و یا به شكل فعالیت ذهنی یا روانی است.مقابله با استرس شامل مراحل گوناگونی است و افراد در رویارویی با موقیتهای دشوار از چند مرحله میگذرند:
* ارزیابی عامل استرسزا:
در این مرحله ،فرد بر اساس دانش خود نسبت به موقیت تصمیم گیری میكند.اگر موقعیت نا مربوط یا بی اهمیت قضاوت شود،فرایند مقابله پایان یافته است اما اگر مهم و تهدیدكننده محسوب شود فرایند مقابله با استرس ادامه مییابد. بعد از این ارزیابی، فرد منابع خود را برای مقابله با استرس ارزیابی میكند.این ارزیابی تحت تأثیر تجارت قبلی فرد در موقعیتهای مشابه و باورهای بنیادین وی درباره خود و منابع شخصی و محیطی قرار میگیرد. نكته مهم در این ارزیابی میزان كنترل است كه فرد تصور میكند بر موقعیت دارد. هرچه این كنترل كمتر ادراك شود، موقعیت تهدید كنندهتر درك خواهد شد و احتمال ابتلا به بیماریهای جسمی و روانی افزایش خواهد یافت.
* مقابله با استرس:
فرد در این مرحله اعمالی را كه مناسب به نظر میرسد،انجام میدهد.این اعمال میتواند سازگار یا نا سازگار باشد. مقابله سازگار،مقابلهای است كه به فرد كمك میكند تا با حوادث استرسآور به طور مؤثر مقابله كندوكسانی كه در هنگام استرس، از مقابلههای سازگارانه استفاده میكنند،شدیدترین استرسها را نیز باموفقیت پشت سر میگذارند پریشانی و تشویش خویش را به حداقل برساند. مقابله سازگار، در بهزیستی روان شناختی فرد، سلامت جسمی،مولد بودن و رضایت از زندگی و رشد شخصیتی،نقش دارد. مقابله ناسازگارانه نه تنها استرس را برطرف نمیكند ویا به حداقل نمیرساند بلكه به پریشانی و تشویق غیر ضروری نیز میانجامد. برای مثال خانمی كه در مقابل استرس ناشی از رفتار همسرش، فقط به سرزنش خود و یا دیگران برای مشكلاتی كه با آن روبه رو است میپردازد، نه تنها استرس خود را كاهش نمیدهد بلكه به تشویق و پریشانی خود میافزاید زیرا فقدان اقدامات عملی و سازنده موجب میشود كه محركهای استرسزا همچنان وجود داشته باشند ولی توانایی شخص برای مقابله با استرس رشد نكند. از طرف دیگر، سرزنش و ملامت خود و دیگران بر ارزیابی وی از منابع درونی و محیطی برای بر طرف كردن استرس تأثیر میگذارد و موجب میشود كه فرد احساس درماندگی كرده و فكر كند كه هیچ كنترلی بر موقعیت خویش ندارد.
*انواع مقابله با استرس
درباره انواع مقابله با استرس، طبقه بندیهای گوناگونی ارائه شده كه یكی از معروفترین آنها،تقسیم انواع مقابله به دو دسته اصلی مقابله مسأله مدار و مقابله هیجانمدار است.مقابلهای هیجان مدار، مقابلهایی هستند كه هدف آن آرام سازی خود و دست یافتن به آرامشی است كه استرس آن را بر هم زده است. فرد در هنگام استرس هیجانهای منفی بسیاری را تجربه می كند كه مانع از تفكر و تصمیم گیری صحیص برای مسأله و بر طرف كردن آن میشود. بنابراین این نوع سبك مقابله از اهمیت بسیاری بر خوردار است. نمونههایی از این مقابله عبارتاند از: آرام سازی خود، درد دل كردن با اطرافیان، ابراز محدود عواطف (مانند گریه كردن) و گفتگوی درونی مثبت.
در مقابله مسأله مدار، فرد سعی میكند برای برطرف كردن استرس یا به حداقل رساندن آن كار یا فعالیتی انجام دهد و فعالیت وی معطوف به هدف است.نمونههایی از این مقابله عبارتاند از: مهارتهای حل مسأله، فكر كردن در مورد استرس، برنامه ریزی، كنار گذاشتن فعالیت غیر ضروری تمركز به استرس، راهنمایی و مشورت گرفتن از دیگران و جستجوی اطلاعات.
نكته مهم آن است كه این دو نوع سبك مقابله میتوانند مكمل یكدیگر باشند یعنی ابتدا با سبك هیجان مدارانه خود را آرام كنید و سپس با مقابلههای مسأله مدار سعی كنید تا بر استرس فایق شوید.
1- جایگاه:
شیمی در گروه ریاضی و تجربی یک درس اختصاصی محسوب میشود و 3 برابر دروس عمومی ضریب دارد. اما با توجه به اولویتهای انتخاب رشته و اینکه رشتهی مربوط به آن اولویت در چه زیرگروهی باشد، ضریب آن نسبت به دیگر دروس اختصاصی تغییر خواهد کرد.
در گروه تجربی پس از درس زیستشناسی، شیمی دومین درسی است که موردتوجه داوطلبان واقع میشود و زمان مطالعه را به آن اختصاص میدهند. همین امر باعث میشود با وجود یکسانبودن کتاب درسی و تعداد واحدهای درسی در گروه ریاضی و تجربی، معمولاً سطح نمرات شیمی دانشآموزان تجربی از ریاضی بالاتر و در کنکور نیز درصد بالاتری را کسب کنند.
در گروه ریاضی جایگاه درس شیمی پس از ریاضی و فیزیک است و ساعات مطالعهی آن کمتر از درسهای ریاضی و فیزیک میباشد. چون قسمت زیادی از مطالب درس شیمی حفظی است. برخی از دانشآموزان رشتهی ریاضی اقبال کمتری به آن نشان میدهند و حتی زمان کمتری از برخی دروس عمومی برای شیمی میگذارند. در مقابل دانشآموزانی که برای درس شیمی وقت مناسبی میگذارند، نسبت به دیگر دانشآموزان رشتهی ریاضی از یک جهش قابلتوجه در رتبه و تراز کلی برخوردار میشوند. با توجه به نزدیکبودن رقابت میان قسمت عمدهی شرکتکنندگان در دروس ریاضی و فیزیک، شیمی درس تعیینکننده میشود و باعث جهش رتبهی آنها میشود.
2- محتوای کلی:
قسمت عمدهی درس شیمی و محتوای آن در مقایسه با دروس دیگر ساده و قابلفهم است و بهدلیل ارتباط مستقیم آن با زندگی روزمرهی دانشآموزان بهنحوی با آن ارتباط برقرار میکنند و مطالعه و وقتگذاشتن در این درس، بهسرعت نتیجه میدهد و باعث رشد سریع درصد و نتایج آزمونها میشود و چون یک درس اختصاصی است، رشد آن باعث کسب رتبهی مناسبتر و تراز بالاتری شده و موجب تقویت روحیهی دانشآموزان خواهد شد.
3- منابع آزمون:
کتاب شیمی سال دوم با 5 بخش، کتاب شیمی سال سوم با 3 بخش و کتاب پیشدانشگاهی با 4 بخش منابع طرح سؤال شیمی در آزمون سراسری و آزاد هستند. از نظر تعداد سؤالهای مطرح شده، این سه کتاب تقریباً اهمیت یکسانی دارند. هم در کنکور 87 و هم در کنکور 88، 11 سؤال از سال دوم، 12 سؤال از سال سوم و 12 سؤال از کتاب پیشدانشگاهی طرح شده است.
از نظر محتوای علمی و سختی مباحث، بخش شیمی سال دوم، بخش یک شیمی سال سوم و بخش 3 و 4 شیمی پیشدانشگاهی دارای مطالب مفهومیتر و مشکلتری میباشند.
از سال 1384 تا سال 1388 از کتابهای شیمی در کنکور سراسری سؤال طرح شده و این مجموعهی سؤالها، مهمترین منابع تست استاندارد دردسترس میباشند و داوطلبان برای ارزیابی خود، باید حتماً پس از تدریس دبیران به حل آنها بپردازند.
مجموعهی تستهای کنکورهای سراسری و آزاد که مربوط به قبل از سال 1384 میشوند و از کتابهای جدید طرح نشدهاند، باید توسط اساتید خبره، گزینش و بسیاری از آنها که مربوط به مطالب حذف شده است، تغییر و ویراستاری شوند.
در برخی از کتابهای کمک درسی که شامل این مجموعهی سؤالها است، این گزینش بهدرستی انجام نشده است و دانشآموزان در هنگام بررسی این تستهای قدیمی، باید متوجه این موضوع باشند.
4- مهمترین منبع مطالعه:
مهمترین منبع برای مطالعه، متن کتاب درسی است. هیچ کتاب کمک آموزشی یا جزوهی درسی نمیتواند جای کتاب درسی را بگیرد. تمام سؤالها با توجه به متن کتاب درسی، طرح میشوند. سؤالهای مطرحشده در متن کتاب درسی در قالب “فکر کنید”ها یا “همچون دانشمندان” همیشه از جمله مهمترین منابع طرح سؤال محسوب میشوند و باید توسط دانشآموزان حل و بررسی شوند.
در کنکور 87 و 88 تعداد 5 تا 6 سؤال، بهصورت نقطهچین و جای خالی مطرح شدهاند. در برخی از اینگونه سؤالها، جملهای از کتاب درسی که حاوی یک مفهوم یا تعریف مهم است، بهصورت ناقص و با جای خالی داده شده است و در برخی دیگر موضوعی یا مفهومی درسی، بهصورت جای خالی پرسیده شده است و طرح اینگونه سؤالها، به معنای تسلط داوطلبان به متن کتاب درسی میباشد.
استفاده از شکلها، جدولها و نمودارهای کتاب درسی، بهعنوان سؤال، یک شیوهی رایج طرح سؤال است. در سال 87، 4 سؤال در رشتهی ریاضی و 6 سؤال در رشتهی تجربی اینگونه بوده است و در سال 88 آمار آن به ترتیب، 4 سؤال بوده است. گاهی قسمتی یا یکی از اجزاء مشکل حذف میشود و از آن سؤال پرسیده میشود. طرح اینگونه سؤالها، به این معناست که داوطلبان باید عین شکلها و نمودارهای کتاب درسی را بهخاطر بسپارند و بدانند آن شکل به چه منظوری استفاده شده است.
برخی از تستها جنبهی محاسباتی دارند و شامل اعداد اعشاری میشوند که قابل سادهکردن نبوده و جزو محاسبات وقتگیر محسوب میشوند. با توجه به ممنوعبودن استفاده از ماشینحساب، به نظر برخی دانشآموزان حل اینگونه تستها وقت زیادی میبرد و ضرورت ندارد، درحالی که در عمل، وقت مناسبی را میگیرند و برخلاف تستهای مفهومی و شبههدار، حتماً به جواب درست میرسند. زمانگذاشتن و حل این تستها کاملاً توصیه میشود.
هزچند مطالب “بیشتر بدانید”ها در متن کتاب درسی جزو منابع طرح سؤال آزمون نمیباشند، اما نباید کاملاً نادیده گرفته شوند.
مطالب “بیشتر بدانید” را میتوان به دو دستهی کلی تقسیم کرد. برخی از آنها کاملاً مکمل درس میباشند. مثل نظریهی اسید و باز لوویس در صفحهی 55 و یا نحوهی عملکرد شناساگرها در صفحهی 64 که مانند مطالب متن کتاب برای درک مفاهیم به آنها نیاز داریم. برخی دیگر مطالب کاملاً حاشیهای هستند که به تکمیل معلومات عمومی و مطالب جالبتوجه علمی میپردازند. مثلاً بیشتر بدانید صفحهی 62 در مورد عملکرد اسید معده، مطالعهی این بیشتر بدانیدها، برای کنکور اهمیت کمتری دارد و به خاطرسپردن جزئیات آنها اولویت ندارد.
5- خلاصهنویسی یک مهارت مهم:
خلاصهبرداری از مطالب حفظی مخصوصاً در مورد فصلهایی مثل فصل 1 و 2 سال دوم، بهصورت فلشکارت یا فیش جعبه لایتنر، در به خاطرسپردن آنها بسیار مؤثر است و کاملاً توصیه میشود.
یک خلاصهنویسی خوب حتماً باید پس از یک یا چندبار مطالعهی دقیق و عمیق متن صورت گیرد. در متن خلاصهشده، فقط موضوعاتی نوشته میشود که اهمیت بیشتری دارند و ممکن است فراموش شوند و با کوتاهترین جملات و عبارتهایی که مفهوم را میرسانند، نوشته میشوند.
بهتر است در هر صفحه یا فیش، خلاصهبرداری یک موضوع و مطلب نوشته شود تا پس از به خاطرسپاری بتوان آنها را از دیگر فیشها جدا کرد.
خلاصهنویسی هر فرد تنها برای خود آن فرد قابل استفاده است، به عبارت دیگر، هر دانشآموز باید خلاصههای مربوط به خود را شخصاً تهیه کند. ممکن است یک مطلب خلاصهشده برای یک دانشآموز مهم و برای دانشآموز دیگر، یک موضوع بدیهی باشد که نیاز به خلاصهشدن ندارد.
نوشتن خلاصهها، در به خاطرسپردن آنها کمک میکند زیرا سطح عمیقتری از حافظه، هنگام نوشتن استفاده میشود. بهتر است هنگام نوشتن خلاصهها، آنها را با صدای بلند بخوانیم، بهطوریکه حافظهی شنیداری نیز در به خاطرسپردن همزمان با نوشتن کمک کند. نباید خلاصهنویسی را به نوعی تلفکردن وقت تصور کرد.
وقتیکه برای خلاصهنویسی استفاده میشود، جزو ساعتهای مطالعهی آن درس است و به هنگام استفاده از خلاصهها برای مرور مطالب، چندین برابر باعث صرفهجویی در وقت مطالعه خواهد بود.
برگرفته از سایت گزینه 2
بهترین وقت تهیهی خلاصهها در تعطیلات تابستان و در طول سال تحصیلی است و باید حتماً قبل از تعطیلات عید تمام شود و بیشترین استفاده از خلاصهها، در ایام مطالعات جمعبندی و بعد از تعطیلات عید است.
|
امتحانات ترم اول |
دوران مطالعاتی نوروز |
امتحانات ترم دوم |
نام دوره |
|
دروس نیمسال اول |
دروس پایه دوم و سوم |
دروس نیمسال دوم |
مباحث مورد مطالعه |
|
الویت |
میزان ساعات لازم |
اقدام لازم |
نام مبحث |
نام درس |